
از صدای گذر آب چنان فهمیدم:
تندتر از آب روان
عمر گران میگذرد.
زندگی را نفسی
ارزش غم خوردن نیست!
آرزویم این است
آنقدر سیر بخندی که ندانی غم چیست
برچسب:
نویسنده: غزل صفری
مث قبرستون
همه میان یه چکی میکنن و میرن
یه سال پیش تقریبا آخرین پستمو گذاشتم
الانه برگشتم تا کامنتاشو بخونم
شما چی؟؟؟؟
برچسب:
نویسنده: غزل صفری

خداوندا
نه آنقدر پاکم که کمکم کنی
نه آنقدر بدم که رهایم کنی
میان این دو گم شدهام
هم تو و هم خودم را آزار میدهم
نه میتوانم آنی شوم که تو می خواهی نه
دوست دارم آنی شوم که تو رهایم کنی
خواهشا رهایم نکن
برچسب:
نویسنده: غزل صفری

پازل دل کسی را به هم ریختن هنر نیست
هر وقت با تکه های شکسته ی دل یک نفر
برایش یک پازل جدید ساختی هنر کردی...
برچسب:
نویسنده: غزل صفری


به خــــــــــدا بگـــــــــویید :
زمستانش ســـــــــــــرد نیست !!!
جمع کند تکــــــــــــــــرار فصل هایـــــــــــش را
من در تابستان هم از ســـــــــــــوز تنــــــــــــهایی
دندان به دندان ساییــــــــــــــده ام ...
برچسب:
نویسنده: غزل صفری

ای ساقیا مستانه رو آن یار را آواز ده
گر او نمیآید بگو آن دل که بردی باز ده
برچسب:
نویسنده: غزل صفری

دراي کارواني، سخت با سوز گداز آيد
چو آه آتشيني کز دل پر غصه باز آيد
گمانم کارواني از وطن آواره گرديده
که آواز جرس با ناله هاي جانگداز آيد
اگر اين کاروان است از حسين فرزند پيغمبر
چرا او را اجل منزل به منزل پيشباز آيد
برچسب:
نویسنده: غزل صفری
من نه آن بیگانه آشنا هستم
قاسمم پور مجتبی هستم
مرگ شیرین تر از عسل دانم
من که هم پیمان با شما هستم
گفته بابایم ای گل زیبا
یاورت باشم روز عاشورا
در کفم باشد ای عمو شمشیر
بر لبم باشد نغمه تکبیر
#شا
برچسب:
نویسنده: غزل صفری